-->


yekiazparis

:: Email ::


:: Musique ::




Ne me quitte pas


Ne me quitte pas-Jaques Brel

:: Archive ::


:: Remerciements ::

Blogger

samedi, janvier 17, 2004


دياگنو استاد خوبي است ٬ با حرارت حرف ميزند ٬ گاهي فرياد ميزند و وقتي هم
ميخواهد بخندد تقريبا قهقهه ميزند . اگر از سه چيز در زندگيش متنفر باشد ٬ يکي
از آنها قطعا هاليوود است ٬ معتقد است که محصولات هاليوود مثل مک دونالد است ٬
فقط رنگ و مزه دارد اما از خاصيت خبري نيست . سالها در فيلمهاي فرانسوي به
عنوان شف اپراتور * کار کرده و امروز با ما درس تکنيک سينما تمرين ميکند .
امروز در سومين رديف کلاس نشسته ام ٬ ميز جلويي ام ٬ ژولياست ٬ دختري از
شمال فرانسه با چهره ايي که بيشتر به دانمارکي ها يا سوئدي ها شيبه است ٬
ناگفته پيداست با موهايي بلند و چشماني سبز سمت چپ او دختري چيني است ٬
هنوز هم اسمش را نميدانم ٬ فرقي هم نميکند هزار بارهم که اسم اين چشم تنگها
را بپرسي افاقه نميکند ٬ فقط اسم يکي را اين وسط ياد گرفتم که اونهم به اين خاطر
بود که تقريبا متفاوت بود : دينگ ! نه اين صداي برخورد چيزي با جسمي توخالي يا
صداي شکستن شيشه نيست ٬ اين نام يک مرد ۲۶ ساله ي چينيست .‌ بغل دست
من لوکا نشسته ٬ با سرعتي بينظير در نت برداشتن از حرفهاي استاد و توانايي پيچيدن
سيگار با يک دست .
ژوليا و لوکا ومن هرسه عضو يک گروه عملي هستيم ٬ گروهي که تا پايان سال بايد
حدود ۱۵ فيلم کوتاه بسازد .رديف پشت کلوديا نشسته ٬ دختري اسپانيايي با
موهايي قهوه ايي و چشماني هميشه کبود ٬آنقدر که فکر ميکني هر روز
کتک ميخورد و بعد هم يک دلسير گريه ميکند . اگر اسپانيايي ها روزي بخواهند
نسخه ايي ازاولدوز و کلاغهاي صمد بهرنگي را بسازند ٬مناسبتر از او براي
نقش اولدوز در تمام اسپانيا پيدا نميکنند .
از چشمهاي ريز شده و صورت به ظاهر غرق درسش ميشود فهميد که چيزي از
حرفهاي استاد سر در نمي آورد .
ميپرسم : ساوا ؟ جواب ميدهد : تکرا! يعني چه نميدانم
احتمالا بايد در محدوده ي « خوبم » يا « آره » باشد .
دياگنو همچنان با حرارت حرف ميزند از خرافات هنر پيشه هاي فرانسوي ميگويد و اينکه
به عنوان مثال هيچ وقت با لباس سبز نبايد سر فيلمبرداري برويد** يا .... وقتي دياگنو
ميزند به خط اين حرفها ٬ يعني کلاس رو به اتمام است ٬ کلوديا هچنان چيزي نميفهمد ٬
لوکا ٬ دفتر کتابش را جمع ميکند ٬ من به شام شبانه مان و خريد ملزوماتش فکر ميکنم ٬
به امتحانات پنج گانه ايي که در هفته ايي فرا ميرسند و دياگنو همچنان اصرار دارد که در
طبيعت رنگ وجود ندارد .......

از روزنگار يک ديوانه ٬ يکي از پاريس

* معادل فارسيش فکر ميکنم از مدير فيلمبرداري تا کارگردان هنري باشد
** اساتيد معتقدند «مولير» نمايشنامه نويس بزرگ فرانسوي با لباس سبز بر سر
صحنه به ديدار حق رفته است .‌

نوشته شده در ساعت 8:46 PM